فعل
داغان کردن، نابود کردن، به اسقاطی تبدیل کردن
معانی و تعاریف schrotten:
- اسقاط کردن، اوراق کردن، از بین بردن (معمولاً وسایل نقلیه یا ماشینآلات قدیمی و خراب)
- (مجازی، عامیانه) خراب کردن، نابود کردن
جملات نمونه برای schrotten:
Du ''hast'' meine ganzen Spielsachen ''geschrottet!''
تو تمام اسباببازیهای مرا «داغان کردی»!
Ich habe meinem Bruder nur ein einziges Mal mein Auto geliehen und er ''hat'' es sofort ''geschrottet.''
من فقط یکبار ماشینم را به برادرم قرض دادم و او بلافاصله آن را «داغان کرد».
Dir gebe ich von meinen Sachen nichts mehr. Du ''schrottest'' immer alles.
دیگر هیچکدام از وسایلم را به تو نمیدهم. تو همیشه همه چیز را «خراب و داغان میکنی».