schrotten
داغان کردن، نابود کردن، به اسقاطی تبدیل کردن
Beispiele
- Du ''hast'' meine ganzen Spielsachen ''geschrottet!تو تمام اسباببازیهای مرا «داغان کردی»!
- Ich habe meinem Bruder nur ein einziges Mal mein Auto geliehen und er ''hat'' es sofort ''geschrottet.من فقط یکبار ماشینم را به برادرم قرض دادم و او بلافاصله آن را «داغان کرد».
- Dir gebe ich von meinen Sachen nichts mehr. Du ''schrottest'' immer alles.دیگر هیچکدام از وسایلم را به تو نمیدهم. تو همیشه همه چیز را «خراب و داغان میکنی».
- Nachdem mein Mobiltelefon in den Pool der Nachbarn gefallen ist, ''ist'' es jetzt ''geschrottet.بعد از اینکه تلفن همراه من توی استخر همسایهها افتاد، حالا کاملاً «سوخته و داغان شده است».
Bedeutungen
1
Akkusativ
اسقاط کردن، اوراق کردن، از بین بردن (معمولاً وسایل نقلیه یا ماشینآلات قدیمی و خراب)
- Das alte Auto wurde geschrottet.ماشین قدیمی اسقاط شد.
- Er musste seinen Computer schrotten, weil er irreparabel war.او مجبور شد کامپیوترش را اوراق کند چون غیرقابل تعمیر بود.
2
Akkusativ
(مجازی، عامیانه) خراب کردن، نابود کردن
- Er hat das ganze Projekt geschrottet.او کل پروژه را خراب کرد.
- Mit dieser Entscheidung schrottest du deine Karriere.با این تصمیم، تو حرفهات را نابود میکنی.