schrumpelig
چروکیده
Bedeutungen
1
دارای چین و چروک، معمولاً به دلیل پیری، خشکی یا انقباض.
- Die alte Frau hatte schrumpelige Hände.آن زن پیر دستهای چروکیدهای داشت.
- Die Rosinen sind getrocknete und schrumpelige Trauben.کشمشها انگورهای خشک شده و چروکیده هستند.
- Nach dem langen Bad waren seine Finger schrumpelig.پس از حمام طولانی، انگشتانش چروکیده شده بودند.