schruppen

Aussprache: /ˈʃrʊpən/
Wortzerlegung: schrup·pen
فعل

زبری‌کشی کردن، تراشیدن (چوب)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با ابزار خشن یا برس سخت تمیز کردن یا ساییدن، معمولاً برای از بین بردن کثیفی یا لایه سطحی.

  • Sie musste den Boden gründlich schruppen, um die Flecken zu entfernen.او مجبور بود کف را حسابی بسابد تا لکه‌ها را پاک کند.
  • Der Handwerker schruppte die alte Farbe von der Wand.صنعتگر رنگ قدیمی را از دیوار تراشید.