فعل
هل دادن (به آرامی یا دوستانه)
معانی و تعاریف schubsen:
- هل دادن، تنه زدن (کسی یا چیزی را به آرامی یا با خشونت)
جملات نمونه برای schubsen:
Der Mann ''schubste'' den kleinen Jungen, der auch prompt hinfiel.
مرد پسر کوچک را هل داد که بلافاصله به زمین افتاد.
''Schubs'' mich nicht so! Ich will nicht weiter nach vorne!
من را اینقدر هل نده! نمیخواهم بیشتر جلو بروم!
''Schubsen'' Sie nicht so! Ich stehe genauso wie Sie auch nur in der Schlange und warte!
اینقدر هل ندهید! من هم مثل شما در صف ایستادهام و منتظرم!