فعل
حمالی کردن، سخت کار کردن، جان کندن
معانی و تعاریف schuften:
- بسیار سخت و با زحمت زیاد کار کردن، اغلب به صورت فیزیکی.
جملات نمونه برای schuften:
Wir mussten ziemlich ''schuften,'' um noch rechtzeitig fertig zu werden.
ما مجبور بودیم نسبتاً سخت کار کنیم تا به موقع کار را تمام کنیم.
„Und auch das ließ sich leicht bewerkstelligen, denn auf einer armen Insel gibt es natürlich jede Menge Arme, die bereit sind, für einen Hungerlohn zu ''schuften''.“
«و این کار هم به راحتی انجام میشد، زیرا در یک جزیره فقیر، طبیعتاً آدمهای فقیر زیادی وجود دارند که آمادهاند در ازای دستمزدی ناچیز جان بکنند.»
Er muss jeden Tag hart schuften, um seine Familie zu ernähren.
او باید هر روز سخت کار کند تا خانوادهاش را تأمین کند.