nachschulen
بازآموزی کردن، دوره تکمیلی گذراندن
Beispiele
- Unser Gefahrstoffbeauftragter wird einmal im Jahr ''nachgeschult''.مسئول مواد خطرناک ما سالی یک بار بازآموزی میشود.
- Vergessen Sie nicht, das Personal rechtzeitig vor dem Jahreswechsel ''nachzuschulen'', ab dem 1. Januar gilt ausnahmslos das neue Gesetz.فراموش نکنید که کارکنان را به موقع قبل از پایان سال "بازآموزی" کنید، از اول ژانویه قانون جدید بدون استثنا اعمال میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden)
آموزش مجدد دادن، بازآموزی کردن، مهارتهای جدید آموزش دادن
- Das Unternehmen muss seine Mitarbeiter in neuen Technologien nachschulen.شرکت باید کارکنان خود را در فناوریهای جدید بازآموزی کند.
- Viele Arbeitslose werden vom Arbeitsamt nachgeschult, um ihre Chancen auf dem Arbeitsmarkt zu verbessern.بسیاری از بیکاران توسط اداره کار بازآموزی میشوند تا شانس خود را در بازار کار بهبود بخشند.
2
Akkusativ (jemanden)
دوباره آموزش دادن (برای اصلاح دانش یا رفتار)، تعلیم مجدد دادن
- Es ist wichtig, die Bevölkerung in Umweltfragen nachzuschulen.مهم است که به مردم در مسائل زیستمحیطی آموزش مجدد داده شود.
- Manchmal muss man sich selbst nachschulen, um alte Gewohnheiten abzulegen.گاهی اوقات باید خود را دوباره آموزش داد تا عادتهای قدیمی را کنار گذاشت.