schulmeistern

Aussprache: /ˈʃuːlmaɪ̯stɐn/
Wortzerlegung: schul·meis·tern
فعل

با لحن آمرانه درس دادن، پند دادن

Beispiele

  • Tun S' mich net ''schulmeistern''. Das is so gouvernantenhaft!مرا "درس نده". این خیلی معلم‌مآبانه است!

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden)

به شیوه‌ای معلم‌مآبانه، اغلب با لحنی برتر و انتقادی، به کسی درس دادن یا پند و اندرز دادن.

  • Er versucht immer, seine Kollegen zu schulmeistern, obwohl er selbst Fehler macht.او همیشه سعی می‌کند به همکارانش پند و اندرز دهد، با اینکه خودش اشتباه می‌کند.
  • Lass dich nicht von ihm schulmeistern, du weißt, was du tust.اجازه نده او به تو معلم‌مآبانه رفتار کند، تو می‌دانی چه کار می‌کنی.