schulterten
به دوش کشیدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
حمل کردن یک بار سنگین یا حجیم با قرار دادن آن بر روی شانهها.
- Der Träger schulterte den schweren Koffer und trug ihn zum Gepäckwagen.حمال، چمدان سنگین را به دوش کشید و به سمت چرخ دستی بار برد.
- Er schulterte seinen Rucksack und machte sich auf den Weg in die Berge.او کولهپشتیاش را به دوش انداخت و راهی کوهستان شد.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
پذیرفتن مسئولیت، وظیفه یا بار سنگین، اغلب به صورت داوطلبانه یا اجباری.
- Nach dem plötzlichen Tod des Vaters musste der älteste Sohn die Verantwortung für die Familie schultern.پس از مرگ ناگهانی پدر، پسر ارشد مجبور شد مسئولیت خانواده را به دوش بکشد.
- Sie hat die schwierige Aufgabe, das Projekt zu retten, allein geschultert.او به تنهایی بار دشوار نجات پروژه را به دوش کشیده است.