schummelten
تقلب کردیم، زیرآبی رفتیم
Bedeutungen
1
bei + Dativ (در چیزی)
انجام دادن عملی غیرصادقانه یا نادرست برای کسب مزیت، به ویژه در امتحانات، بازیها یا معاملات.
- Er wurde erwischt, wie er bei der Prüfung schummelte, indem er Notizen versteckt hielt.او در حالی که در امتحان تقلب میکرد و یادداشتهایی را پنهان کرده بود، دستگیر شد.
- Die Firma schummelte bei der Deklaration der Waren, um Zölle zu umgehen.شرکت برای دور زدن عوارض گمرکی در اظهارنامه کالاها تقلب کرد.