schummelten

Aussprache: /ˈʃʊml̩tn̩/
Wortzerlegung: schum·mel·ten
Konjugierte Form

تقلب کردیم، زیرآبی رفتیم

Bedeutungen

1 bei + Dativ (در چیزی)

انجام دادن عملی غیرصادقانه یا نادرست برای کسب مزیت، به ویژه در امتحانات، بازی‌ها یا معاملات.

  • Er wurde erwischt, wie er bei der Prüfung schummelte, indem er Notizen versteckt hielt.او در حالی که در امتحان تقلب می‌کرد و یادداشت‌هایی را پنهان کرده بود، دستگیر شد.
  • Die Firma schummelte bei der Deklaration der Waren, um Zölle zu umgehen.شرکت برای دور زدن عوارض گمرکی در اظهارنامه کالاها تقلب کرد.