فعل
گرگ و میش شدن، تاریک شدن هوا، سایهروشن شدن
معانی و تعاریف schummern:
- نوری کم و ملایم داشتن، نیمهتاریک بودن.
جملات نمونه برای schummern:
Es fängt an zu ''schummern''. Bald müssen wir ein Licht anmachen. Oder sollen wir vielleicht eine Kerze anzünden?
"هوا دارد گرگ و میش میشود. به زودی باید چراغ را روشن کنیم. یا شاید شمعی روشن کنیم؟"
Für die Karte ''schummert'' man das Gelände mit Kreide oder Grafit.
"برای نقشه، منطقه را با گچ یا گرافیت سایهروشن میکنند."
Im Wohnzimmer schummert ein warmes Licht.
در اتاق نشیمن نوری گرم و کمرنگ میتابد.