Konjugierte Form
کمنور شدند، گرگ و میش شدند
معانی و تعاریف schummerten:
- به تدریج کمنور شدن یا از شدت نور کاستن، به ویژه در مورد نورهای طبیعی مانند غروب آفتاب یا نور ستارگان.
- به تدریج محو شدن یا از وضوح کاستن، به ویژه در مورد خاطرات یا احساسات که در حال فراموشی هستند.
جملات نمونه برای schummerten:
Das Licht der untergehenden Sonne schummerte allmählich hinter den Bergen.
نور خورشید در حال غروب به تدریج پشت کوهها کمنور میشد.
In der Dämmerung schummerten die Sterne am Himmel.
در گرگ و میش، ستارگان در آسمان سوسو میزدند.
Die Erinnerungen an seine Kindheit schummerten mit jedem vergangenen Jahr.
خاطرات دوران کودکیاش با هر سال سپری شده، کمرنگتر میشد.