فعل
هل دادن، هل دادن بازیگوشانه، انداختن (به صورت بازیگوشانه)
معانی و تعاریف schupfen:
- چیزی یا کسی را با یک حرکت کوتاه و سریع هل دادن یا فشار دادن (اغلب به صورت دوستانه یا غیررسمی)
- چیزی را با یک هل کوچک به حرکت درآوردن یا شروع کردن
جملات نمونه برای schupfen:
Marcel und ich ''schupften'' uns gegenseitig ins Wasser.
مارسل و من همدیگر را به داخل آب هل دادیم.
Er schupfte seinen Freund spielerisch an.
او دوستش را به شوخی هل داد.
Kannst du mir helfen, diesen Karton zu schupfen?
میتوانی کمکم کنی این کارتن را هل بدهم؟