schuppten
پوست انداختند، پولک زدند
Bedeutungen
1
keine direkte Angabe (oft im Kontext von Tieren)
جدا شدن فلسها یا پوستکها از بدن جانوران (مانند مار یا ماهی) به صورت طبیعی.
- Die Schlange schuppte ihr altes Hautkleid, um Platz für neues Wachstum zu schaffen.مار پوست کهنه خود را انداخت تا جا برای رشد جدید باز کند.
- Nach der Krankheit begann die Haut des Fisches, sich zu schuppen.پس از بیماری، پوست ماهی شروع به پوستهریزی کرد.
2
sich schuppen (reflexiv)
به صورت استعاری، جدا شدن یا کنار گذاشتن لایههای قدیمی، باورهای منسوخ یا عادتهای کهنه.
- Er musste sich von seinen alten Vorurteilen schuppen, um die Wahrheit zu erkennen.او مجبور بود از پیشداوریهای کهنهاش دست بکشد تا حقیقت را درک کند.
- Die Gesellschaft begann, sich von starren Traditionen zu schuppen und neue Wege zu beschreiten.جامعه شروع به کنار گذاشتن سنتهای خشک و پیمودن راههای نو کرد.