schurren

Aussprache: /ˈʃʊʁən/
Wortzerlegung: schur·ren
فعل

صدای خراشیدن ایجاد کردن، کشیده شدن (با صدا)

Beispiele

  • Der Sessel ''schurrt'' über das Parkett.صندلی روی پارکت صدای خراشیدن ایجاد می‌کند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

صدای خش خش یا ساییده شدن ایجاد کردن، به آرامی و با صدای خش خش حرکت کردن (معمولاً در مورد اشیاء یا حیوانات کوچک)

  • Die trockenen Blätter schurrten im Wind über den Weg.برگ‌های خشک در باد روی مسیر خش خش می‌کردند.
  • Ein kleines Tier schurrte durch das Gebüsch.یک حیوان کوچک با خش خش از میان بوته‌ها عبور کرد.