zurechtschustern
سرهم کردن، وصله کردن (با عجله و ناشیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurechtschustern)
چیزی را با تلاش و اغلب به صورت موقت یا بداهه درست کردن، سرهم کردن یا جور کردن.
- Er musste schnell eine Ausrede zurechtschustern.او مجبور بود به سرعت یک بهانه سرهم کند.
- Sie schusterte sich ein einfaches Kleid aus alten Stoffen zurecht.او با پارچههای قدیمی لباسی ساده برای خود درست کرد.