schwächen

Aussprache: /ˈʃvɛçn̩/
Worttrennung: schwä·chen
فعل

تضعیف کردن, ضعیف کردن, کاهش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas schwächen)

قدرت، توانایی، مقاومت یا انرژی جسمی یا روحی چیزی یا کسی را کاهش دادن.

  • Die Krankheit hat ihn sehr geschwächt.بیماری او را بسیار ضعیف کرده است.
  • Diese Maßnahme schwächt die Wirtschaft.این اقدام اقتصاد را تضعیف می‌کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas schwächen)

اعتبار، قدرت، تأثیر یا اهمیت چیزی (مانند استدلال، موقعیت، موضع) را کاهش دادن.

  • Seine Argumente wurden durch neue Beweise geschwächt.استدلال‌های او با شواهد جدید تضعیف شد.
  • Die ständige Kritik schwächt seine Position.انتقاد مداوم موقعیت او را تضعیف می‌کند.