schwächeln

Aussprache: /ˈʃvɛçl̩n/
Worttrennung: schwä·cheln
فعل

ضعف نشان دادن، افت کردن، کم آوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ضعیف شدن، قدرت یا عملکرد خود را از دست دادن (مثلاً سلامتی، اقتصاد، تیم ورزشی).

  • Die Wirtschaft schwächelt seit einigen Monaten.اقتصاد از چند ماه پیش ضعیف شده است.
  • Der alte Mann schwächelte zunehmend.مرد سالخورده به طور فزاینده‌ای ضعیف می‌شد.