schwächeln
ضعف نشان دادن، افت کردن، کم آوردن
Beispiele
- Die Konjunktur ''schwächelt'' im Moment.وضعیت اقتصاد کلان در حال حاضر دچار افت و ضعف است.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
ضعیف شدن، قدرت یا عملکرد خود را از دست دادن (مثلاً سلامتی، اقتصاد)
- Die Wirtschaft schwächelt seit Monaten.اقتصاد ماههاست که ضعیف شده است.
- Nach der Krankheit schwächelt er noch immer ein wenig.بعد از بیماری، او هنوز کمی ضعیف است.