schwach
ضعیف، کمتوان، ضعیف در عملکرد
Bedeutungen
1
فاقد قدرت فیزیکی، انرژی یا توانایی لازم؛ ناتوان یا کمتوان.
- Nach der Krankheit fühlte er sich sehr schwach.او پس از بیماری بسیار ضعیف احساس میکرد.
- Die schwache Batterie des Autos musste ersetzt werden.باتری ضعیف ماشین باید تعویض میشد.
- Seine Argumentation war zu schwach, um die Jury zu überzeugen.استدلال او برای متقاعد کردن هیئت منصفه بسیار ضعیف بود.
2
کماثر، ناچیز یا نامشخص؛ به خصوص در مورد احساسات، سیگنالها یا نتایج.
- Sie hatte nur einen schwachen Verdacht auf eine Erkältung.او تنها یک گمان ضعیف به سرماخوردگی داشت.
- Das Licht der Kerze war schwach und flackerte.نور شمع ضعیف بود و سوسو میزد.
- Es gab nur schwache Anzeichen für eine Verbesserung der Wirtschaftslage.نشانههای کمی از بهبود وضعیت اقتصادی وجود داشت.
3
فاقد استحکام، مقاومت یا کیفیت بالا؛ ضعیف از نظر ساختاری یا کیفی.
- Die schwache Konstruktion des alten Gebäudes war gefährlich.ساختار ضعیف ساختمان قدیمی خطرناک بود.
- Er gab eine schwache Leistung in der Prüfung ab.او در امتحان عملکرد ضعیفی داشت.
- Die schwache Verbindung brach unter der Last.اتصال ضعیف زیر بار شکست.