schwächen
تضعیف کردن, ضعیف کردن, کاهش دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schwächen)
قدرت، توانایی، مقاومت یا انرژی جسمی یا روحی چیزی یا کسی را کاهش دادن.
- Die Krankheit hat ihn sehr geschwächt.بیماری او را بسیار ضعیف کرده است.
- Diese Maßnahme schwächt die Wirtschaft.این اقدام اقتصاد را تضعیف میکند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas schwächen)
اعتبار، قدرت، تأثیر یا اهمیت چیزی (مانند استدلال، موقعیت، موضع) را کاهش دادن.
- Seine Argumente wurden durch neue Beweise geschwächt.استدلالهای او با شواهد جدید تضعیف شد.
- Die ständige Kritik schwächt seine Position.انتقاد مداوم موقعیت او را تضعیف میکند.