schwägern

Aussprache: /ˈʃvɛːɡɐn/
Worttrennung: schwä·gern
فعل

ازدواج فامیلی داشتن، خویشاوند شدن از طریق ازدواج

Beispiele

  • Sie ''schwägern'' in gerader Linie miteinander.آنها از طریق ازدواج با هم خویشاوند هستند.
  • Er ist im 2. Grad mit dem Constantin ''geschwägert''.او با کنستانتین در درجه دوم خویشاوندی از طریق ازدواج قرار گرفت.

Bedeutungen

1

ایجاد رابطه خویشاوندی سببی از طریق ازدواج، به ویژه ازدواج با خواهر یا برادر همسر.

  • Durch die Heirat seiner Tochter mit dem Bruder seiner Frau schwägerte er mit einer angesehenen Familie.او با ازدواج دخترش با برادر زنش، با یک خانواده محترم خویشاوند سببی شد.
  • Die beiden Familien schwägerten sich im Laufe der Jahre mehrfach durch geschickte Eheschließungen.این دو خانواده در طول سال‌ها از طریق ازدواج‌های ماهرانه، چندین بار با یکدیگر خویشاوند سببی شدند.