mitschwimmen

Aussprache: /ˈmɪtˌʃvɪmən/
Worttrennung: mit·schwim·men
فعل

همراه شنا کردن، همراه شدن با جریان

Bedeutungen

1 mit + Dativ (mit jemandem / etwas mitschwimmen)

همراه با کسی یا چیزی شنا کردن، در کنار چیزی شنا کردن.

  • Die Kinder schwammen mit ihren Eltern im See.بچه‌ها همراه با والدینشان در دریاچه شنا کردند.
  • Er schwamm mit dem Strom, um nicht zu viel Kraft zu verbrauchen.او با جریان شنا کرد تا نیروی زیادی مصرف نکند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با جریان همراه شدن، خود را با شرایط وفق دادن، بدون مقاومت پذیرفتن.

  • In dieser Situation ist es am besten, einfach mitzuschwimmen.در این وضعیت، بهترین کار این است که به سادگی همراه شوی.
  • Sie hatte keine eigene Meinung und schwamm immer mit.او نظر شخصی نداشت و همیشه همراه می‌شد.