umschwingen
تغییر جهت دادن، دگرگون شدن، عوض شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas umschwingen)
چیزی را با حرکت چرخشی یا تاب دادن به جهت دیگری برگرداندن یا تغییر مکان دادن (مانند درب یا تاب).
- Die Tür schwang im Wind um.در با وزش باد به سمت دیگر چرخید.
- Das Kind schwang die Schaukel vor und zurück.کودک تاب را به جلو و عقب تاب داد.
2
intransitiv / auf + Akkusativ
(مجازی یا فیزیکی) تغییر ناگهانی در جهت، عقیده، یا حالت روحی؛ به سمتی دیگر چرخیدن یا متمایل شدن.
- Die Stimmung in der Gruppe schwang schnell von Freude zu Enttäuschung um.جو در گروه به سرعت از شادی به ناامیدی تغییر کرد.
- Seine Meinung ist plötzlich umgeschwungen.نظر او ناگهان تغییر کرد.