aufschwingen
اوج گرفتن، پرواز کردن، رسیدن به مقام بالا
Bedeutungen
1
sich + (intransitiv) / sich + zu + Dativ
با حرکت بالها یا تلاش زیاد به سمت بالا حرکت کردن؛ به جایگاه یا وظیفهای رسیدن.
- Der Adler schwingt sich in die Lüfte.عقاب خود را به سوی آسمان اوج میدهد.
- Sie hat sich zu einer bekannten Künstlerin aufgeschwungen.او خود را به یک هنرمند مشهور رساند.