hochschwingen
اوج گرفتن، پرواز کردن به بالا، جهیدن به بالا
Bedeutungen
1
ohne Objekt / sich (Akkusativ)
با حرکت تابمانند یا جهش به سمت بالا حرکت کردن؛ به ویژه در مورد چیزی که سبک است یا با نیروی خاصی به بالا پرتاب میشود.
- Das Kind schwingt sich auf die Schaukel und fliegt hoch.کودک خود را روی تاب تاب میدهد و به بالا پرواز میکند.
- Der Vogel schwingt sich hoch in die Luft.پرنده خود را به سمت بالا در هوا تاب میدهد.
2
sich (Akkusativ) (sich hochschwingen)
به صورت مجازی، به اوج رسیدن، به مقام یا موقعیت بالایی دست یافتن؛ معمولاً با اشاره به تلاش یا استعداد.
- Sie hat sich in ihrer Karriere schnell hochgeschwungen.او در حرفه خود به سرعت پیشرفت کرد.
- Der junge Musiker schwingt sich zu den ganz Großen auf.این موسیقیدان جوان خود را به جمع بزرگان میرساند.