umschwingen

Aussprache: /ˌʊmˈʃvɪŋən/
Worttrennung: um·schwin·gen
فعل

تغییر جهت دادن، دگرگون شدن، عوض شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas umschwingen)

چیزی را با حرکت چرخشی یا تاب دادن به جهت دیگری برگرداندن یا تغییر مکان دادن (مانند درب یا تاب).

  • Die Tür schwang im Wind um.در با وزش باد به سمت دیگر چرخید.
  • Das Kind schwang die Schaukel vor und zurück.کودک تاب را به جلو و عقب تاب داد.
2 intransitiv / auf + Akkusativ

(مجازی یا فیزیکی) تغییر ناگهانی در جهت، عقیده، یا حالت روحی؛ به سمتی دیگر چرخیدن یا متمایل شدن.

  • Die Stimmung in der Gruppe schwang schnell von Freude zu Enttäuschung um.جو در گروه به سرعت از شادی به ناامیدی تغییر کرد.
  • Seine Meinung ist plötzlich umgeschwungen.نظر او ناگهان تغییر کرد.