zuschwingen

Aussprache: /ˈtsuːˌʃvɪŋən/
Worttrennung: zu·sch·win·gen
فعل

با تکان خوردن بسته شدن، با تکان خوردن به سمت چیزی حرکت کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بسته شدن با تاب خوردن یا حرکت نوسانی (در مورد در، دروازه و غیره).

  • Die Tür schwang im Wind zu.در در اثر باد با تاب خوردن بسته شد.
  • Das Tor schwang langsam zu.دروازه به آرامی با تاب خوردن بسته شد.