zuschwingen
با تکان خوردن بسته شدن، با تکان خوردن به سمت چیزی حرکت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بسته شدن با تاب خوردن یا حرکت نوسانی (در مورد در، دروازه و غیره).
- Die Tür schwang im Wind zu.در در اثر باد با تاب خوردن بسته شد.
- Das Tor schwang langsam zu.دروازه به آرامی با تاب خوردن بسته شد.