hochschwingen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃvɪŋn̩/
Worttrennung: hoch·schwin·gen
فعل

اوج گرفتن، پرواز کردن به بالا، جهیدن به بالا

Bedeutungen

1 ohne Objekt / sich (Akkusativ)

با حرکت تاب‌مانند یا جهش به سمت بالا حرکت کردن؛ به ویژه در مورد چیزی که سبک است یا با نیروی خاصی به بالا پرتاب می‌شود.

  • Das Kind schwingt sich auf die Schaukel und fliegt hoch.کودک خود را روی تاب تاب می‌دهد و به بالا پرواز می‌کند.
  • Der Vogel schwingt sich hoch in die Luft.پرنده خود را به سمت بالا در هوا تاب می‌دهد.
2 sich (Akkusativ) (sich hochschwingen)

به صورت مجازی، به اوج رسیدن، به مقام یا موقعیت بالایی دست یافتن؛ معمولاً با اشاره به تلاش یا استعداد.

  • Sie hat sich in ihrer Karriere schnell hochgeschwungen.او در حرفه خود به سرعت پیشرفت کرد.
  • Der junge Musiker schwingt sich zu den ganz Großen auf.این موسیقی‌دان جوان خود را به جمع بزرگان می‌رساند.