nachschwingen
پسلرزه داشتن، اثر باقی گذاشتن، ارتعاش ادامه یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پس از یک حرکت، به نوسان یا تکان خوردن ادامه دادن.
- Die Glocke schwang nach dem Anschlag noch lange nach.زنگ پس از نواخته شدن، مدت طولانی به لرزش خود ادامه داد.
- Die Saiten der Gitarre schwangen nach dem Zupfen nach.سیمهای گیتار پس از نواخته شدن، همچنان میلرزیدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
یک اثر، احساس یا صدا که پس از یک رویداد همچنان باقی میماند یا طنینانداز میشود.
- Die Worte des Lehrers schwangen in den Köpfen der Schüler nach.سخنان معلم در ذهن دانشآموزان طنینانداز شد.
- Der Erfolg des Films schwang noch lange in der Öffentlichkeit nach.موفقیت فیلم مدتها در میان مردم بازتاب داشت.