nachschwingen

Aussprache: /ˈnaːxˌʃvɪŋən/
Worttrennung: nach·schwin·gen
فعل

پس‌لرزه داشتن، اثر باقی گذاشتن، ارتعاش ادامه یافتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پس از یک حرکت، به نوسان یا تکان خوردن ادامه دادن.

  • Die Glocke schwang nach dem Anschlag noch lange nach.زنگ پس از نواخته شدن، مدت طولانی به لرزش خود ادامه داد.
  • Die Saiten der Gitarre schwangen nach dem Zupfen nach.سیم‌های گیتار پس از نواخته شدن، همچنان می‌لرزیدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

یک اثر، احساس یا صدا که پس از یک رویداد همچنان باقی می‌ماند یا طنین‌انداز می‌شود.

  • Die Worte des Lehrers schwangen in den Köpfen der Schüler nach.سخنان معلم در ذهن دانش‌آموزان طنین‌انداز شد.
  • Der Erfolg des Films schwang noch lange in der Öffentlichkeit nach.موفقیت فیلم مدت‌ها در میان مردم بازتاب داشت.