schwänzen

Aussprache: /ˈʃvɛnt͡sn̩/
Worttrennung: schwän·zen
فعل

پیچاندن (مدرسه، سر کار)، غیبت غیرمجاز کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas schwänzen)

بدون اجازه و به صورت غیرمجاز از مدرسه یا محل کار غیبت کردن (پیچاندن کلاس یا کار).

  • Er schwänzt oft die Schule, um mit Freunden abzuhängen.او اغلب برای وقت گذراندن با دوستان، مدرسه را می‌پیچاند.
  • Sie hat heute die Arbeit geschwänzt.او امروز سر کار نرفته است.
2 Akkusativ (jemanden / etwas schwänzen)

(محاوره) از انجام وظایف، تعهدات یا فعالیت‌ها طفره رفتن و شانه خالی کردن.

  • Er versucht, seine Verantwortung zu schwänzen.او سعی می‌کند از زیر بار مسئولیتش شانه خالی کند.
  • Man sollte die Pflichten nicht schwänzen.نباید از وظایف شانه خالی کرد.