schwänzen
پیچاندن (مدرسه، سر کار)، غیبت غیرمجاز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schwänzen)
بدون اجازه و به صورت غیرمجاز از مدرسه یا محل کار غیبت کردن (پیچاندن کلاس یا کار).
- Er schwänzt oft die Schule, um mit Freunden abzuhängen.او اغلب برای وقت گذراندن با دوستان، مدرسه را میپیچاند.
- Sie hat heute die Arbeit geschwänzt.او امروز سر کار نرفته است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas schwänzen)
(محاوره) از انجام وظایف، تعهدات یا فعالیتها طفره رفتن و شانه خالی کردن.
- Er versucht, seine Verantwortung zu schwänzen.او سعی میکند از زیر بار مسئولیتش شانه خالی کند.
- Man sollte die Pflichten nicht schwänzen.نباید از وظایف شانه خالی کرد.