schwären
چرک کردن، عفونت کردن، دمل شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در مورد زخم یا جراحت، چرک کردن و عفونی شدن.
- Die Wunde begann zu schwären und musste behandelt werden.زخم شروع به چرک کردن کرد و نیاز به درمان داشت.
- Ohne richtige Pflege kann die Infektion schwären.بدون مراقبت صحیح، عفونت میتواند چرک کند.