schwärmerisch
خیالپردازانه، رؤیایی، شوریده
Bedeutungen
1
با شور و هیجان زیاد، پر از رویا و آرمانگرایی، گاهی دور از واقعیت.
- Er erzählte mit schwärmerischem Blick von seinen Zukunftsplänen.او با نگاهی شوریده از برنامههای آیندهاش تعریف میکرد.
- Ihre Musik hat eine fast schwärmerische Qualität.موسیقی او کیفیتی تقریباً رؤیایی دارد.
- Der junge Künstler hatte eine schwärmerische Vorstellung von Ruhm.هنرمند جوان تصور خیالپردازانهای از شهرت داشت.