schwärmen

Aussprache: /ˈʃvɛʁmən/
Worttrennung: schwär·men
فعل

(برای چیزی/کسی) شیفته بودن، ستایش کردن؛ (حشرات/مردم) ازدحام کردن، پراکنده شدن

Beispiele

  • Die Fliegen ''schwärmen'' um den Misthaufen herum.مگس‌ها دور توده کود 'ازدحام می‌کنند'.
  • Die Menschen ''schwärmen'' allesamt in das neue Einkaufszentrum.مردم همگی به سمت مرکز خرید جدید 'سرازیر می‌شوند'.
  • Viele junge Mädchen ''schwärmen'' für die gerade angesagten Boygroups.بسیاری از دختران جوان برای گروه‌های پسرانه محبوب فعلی 'شیفته' هستند.
  • Er ''schwärmt'' von der Schreibkunst seiner Lieblingsschriftstellerin.او از هنر نویسندگی نویسنده مورد علاقه‌اش 'ستایش می‌کند'.

Bedeutungen

1 Intransitiv

به صورت گروهی و انبوه حرکت کردن (معمولاً برای حشرات).

  • Die Bienen schwärmten aus dem Bienenstock.زنبورها از کندو ازدحام کردند و بیرون آمدند.
  • Mücken schwärmten um die Lampe herum.پشه‌ها دور لامپ ازدحام کرده بودند.
2 von + Dativ

با شور و اشتیاق فراوان از کسی یا چیزی صحبت کردن؛ شیفته یا دلباخته کسی یا چیزی بودن.

  • Sie schwärmt von ihrem neuen Freund.او از دوست‌پسر جدیدش با شور و اشتیاق صحبت می‌کند.
  • Alle schwärmten von dem wunderschönen Urlaub.همه از تعطیلات فوق‌العاده تعریف و تمجید می‌کردند.