schwarz

Aussprache: /ʃvaʁts/
Worttrennung: schwa·rz
صفت

سیاه، مشکی

Bedeutungen

1

رنگ سیاه یا مشکی؛ تیره‌ترین رنگ.

  • Sie trägt ein schwarzes Kleid.او یک لباس مشکی پوشیده است.
  • Der Himmel ist heute Nacht tief schwarz.آسمان امشب عمیقاً سیاه است.
  • Sein Haar ist von Natur aus schwarz.موهای او ذاتاً مشکی است.
2

در مورد قهوه یا چای: بدون شیر یا خامه.

  • Ich trinke meinen Kaffee immer schwarz.من همیشه قهوه‌ام را سیاه می‌نوشم.
  • Möchten Sie Ihren Tee mit oder ohne Milch? - Schwarz, bitte.چای خود را با شیر میل دارید یا بدون شیر؟ - سیاه، لطفا.
  • Ein starker, schwarzer Kaffee am Morgen ist belebend.یک قهوه سیاه قوی در صبح، نیرو بخش است.