schwärzen
سیاه کردن، مخدوش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schwärzen)
چیزی را به رنگ سیاه درآوردن یا تیره کردن.
- Der Künstler schwärzte die Leinwand mit Kohle.هنرمند بوم نقاشی را با زغال سیاه کرد.
- Die Tinte war alt und schwärzte das Papier.جوهر قدیمی بود و کاغذ را تیره میکرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas schwärzen)
اطلاعات حساس یا محرمانه را در یک سند با رنگ سیاه پوشاندن تا غیرقابل خواندن شود.
- Die Namen der Zeugen wurden im Bericht geschwärzt.نام شاهدان در گزارش مخدوش شده بود.
- Aus Datenschutzgründen müssen persönliche Daten geschwärzt werden.به دلایل حفاظت از دادهها، اطلاعات شخصی باید مخدوش شوند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas schwärzen)
(مجازی) کسی را بدنام کردن یا علیه او تهمت زدن (قدیمیتر یا رسمیتر).
- Man versuchte, seinen Ruf zu schwärzen.تلاش کردند تا آبروی او را لکهدار کنند.
- Die Verleumdungen schwärzten seine ehrenwerte Person.تهمتها به شخصیت شرافتمند او لطمه زدند.