zuschwellen
متورم شدن، ورم کردن، بسته شدن (از ورم)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
متورم شدن یا ورم کردن بخشی از بدن به دلیل آسیب، بیماری یا واکنش آلرژیک.
- Nach dem Insektenstich schwoll sein Knöchel stark zu.پس از نیش حشره، مچ پای او به شدت متورم شد.
- Ihr Auge schwoll zu, nachdem sie sich gestoßen hatte.چشم او پس از برخورد متورم شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بسته شدن یا مسدود شدن یک مجرا، مسیر یا دهانه به دلیل تورم یا انسداد.
- Die Atemwege können bei einer schweren Allergie zuschwellen.راههای تنفسی در یک آلرژی شدید میتوانند مسدود شوند.
- Der Fluss schwoll zu und drohte über die Ufer zu treten.رودخانه متورم شد و تهدید به طغیان کرد.