zuschwellen

Aussprache: /ˌtsuːˈʃvɛlən/
Worttrennung: zu·schwel·len
فعل

متورم شدن، ورم کردن، بسته شدن (از ورم)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

متورم شدن یا ورم کردن بخشی از بدن به دلیل آسیب، بیماری یا واکنش آلرژیک.

  • Nach dem Insektenstich schwoll sein Knöchel stark zu.پس از نیش حشره، مچ پای او به شدت متورم شد.
  • Ihr Auge schwoll zu, nachdem sie sich gestoßen hatte.چشم او پس از برخورد متورم شد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

بسته شدن یا مسدود شدن یک مجرا، مسیر یا دهانه به دلیل تورم یا انسداد.

  • Die Atemwege können bei einer schweren Allergie zuschwellen.راه‌های تنفسی در یک آلرژی شدید می‌توانند مسدود شوند.
  • Der Fluss schwoll zu und drohte über die Ufer zu treten.رودخانه متورم شد و تهدید به طغیان کرد.