schwellen

Aussprache: /ˈʃvɛlən/
Worttrennung: schwel·len
فعل

متورم شدن, ورم کردن, بزرگ‌تر شدن, حجیم شدن, افزایش یافتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ورم کردن، متورم شدن، باد کردن (بدن یا قسمت‌هایی از آن).

  • Sein Knöchel ist nach dem Unfall stark geschwollen.مچ پای او پس از حادثه به شدت متورم شده است.
  • Die Lippen sind geschwollen.لب‌ها ورم کرده‌اند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

افزایش یافتن، زیاد شدن (حجم، صدا، احساسات).

  • Das Wasser im Fluss schwillt bei Regen an.آب رودخانه با باران افزایش می‌یابد.
  • Die Hoffnung in seinen Augen schwoll an.امید در چشمانش افزایش یافت.