abschwören
انکار کردن، دست کشیدن از، ترک کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
با سوگند یا قاطعیت، از یک عقیده، دین، عادت یا شخص دست کشیدن یا آن را انکار کردن.
- Er hat seinem alten Glauben abgeschworen.او از عقیده قدیمی خود دست کشید.
- Sie schwor dem Rauchen ab.او سیگار کشیدن را ترک کرد.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
به طور کلی، از چیزی که قبلاً به آن اعتقاد داشته یا آن را انجام میداده، دست کشیدن.
- Der Politiker musste seinen früheren Aussagen abschwören.سیاستمدار مجبور شد اظهارات قبلی خود را انکار کند.
- Sie hat dem Luxusleben abgeschworen.او زندگی پر زرق و برق را کنار گذاشت.