abschwören

Aussprache: /ˈapˌʃvøːrən/
Worttrennung: ab·schwö·ren
فعل

انکار کردن، دست کشیدن از، ترک کردن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem / einer Sache)

با سوگند یا قاطعیت، از یک عقیده، دین، عادت یا شخص دست کشیدن یا آن را انکار کردن.

  • Er hat seinem alten Glauben abgeschworen.او از عقیده قدیمی خود دست کشید.
  • Sie schwor dem Rauchen ab.او سیگار کشیدن را ترک کرد.
2 Dativ (jemandem / einer Sache)

به طور کلی، از چیزی که قبلاً به آن اعتقاد داشته یا آن را انجام می‌داده، دست کشیدن.

  • Der Politiker musste seinen früheren Aussagen abschwören.سیاستمدار مجبور شد اظهارات قبلی خود را انکار کند.
  • Sie hat dem Luxusleben abgeschworen.او زندگی پر زرق و برق را کنار گذاشت.