schwülstig
پرآب و تاب، متظاهرانه، متورم
Beispiele
- Ihre Lektüre besteht aus einer vergilbten Zeitung, die in ''schwülstigen'' Worten »Unsere koloniale Expansion« preist.مطالعه او شامل یک روزنامه زرد شده است که با کلمات پرآب و تاب «توسعه استعماری ما» را ستایش میکند.