schwören

Aussprache: /ˈʃvøːʁən/
Worttrennung: schwö·ren
فعل

سوگند خوردن، قسم خوردن، بیعت کردن

Bedeutungen

1 auf etw. (Akk.) schwören / etw. (Akk.) schwören

قسم خوردن، سوگند یاد کردن به چیزی یا کسی برای تأکید بر حقیقت یا صداقت گفته خود.

  • Ich schwöre bei Gott, dass ich die Wahrheit sage.به خدا قسم می‌خورم که حقیقت را می‌گویم.
  • Er schwor, dass er nichts davon wusste.او قسم خورد که از هیچ چیز خبر نداشته است.
2 jdm. (Dat.) Treue schwören

سوگند وفاداری یاد کردن، بیعت کردن با کسی یا چیزی.

  • Die Soldaten schworen dem neuen König Treue.سربازان با پادشاه جدید پیمان وفاداری بستند.
  • Er schwor ihr ewige Liebe.او عشق ابدی خود را به او سوگند یاد کرد.