schwören
سوگند خوردن، قسم خوردن، بیعت کردن
Bedeutungen
1
auf etw. (Akk.) schwören / etw. (Akk.) schwören
قسم خوردن، سوگند یاد کردن به چیزی یا کسی برای تأکید بر حقیقت یا صداقت گفته خود.
- Ich schwöre bei Gott, dass ich die Wahrheit sage.به خدا قسم میخورم که حقیقت را میگویم.
- Er schwor, dass er nichts davon wusste.او قسم خورد که از هیچ چیز خبر نداشته است.
2
jdm. (Dat.) Treue schwören
سوگند وفاداری یاد کردن، بیعت کردن با کسی یا چیزی.
- Die Soldaten schworen dem neuen König Treue.سربازان با پادشاه جدید پیمان وفاداری بستند.
- Er schwor ihr ewige Liebe.او عشق ابدی خود را به او سوگند یاد کرد.