schwabbelig
شل و ول، لرزان، شلخته (در مورد غذا: نرم و ژلهای)
Beispiele
- Was, du hast bei einem Body-Mass-Index von 30 keinen ''schwabbeligen'' Bauch?وای، تو با شاخص توده بدنی ۳۰ شکم شل و ول نداری؟
- Die ''schwabbelige'' Rote Grütze seinerzeit im Osten hat mir nie geschmeckt.آن "روت گریتسه" شل و ول آن زمان در شرق هیچ وقت به مذاقم خوش نیامد.