schwachsinnig

Aussprache: /ˈʃvaxˌzɪnɪç/
Worttrennung: schwach·sin·nig
صفت

کم‌هوش، کندذهن، عقب‌مانده ذهنی

Bedeutungen

1

دارای توانایی ذهنی بسیار محدود؛ کندذهن یا عقب‌مانده ذهنی (این اصطلاح امروزه کمتر استفاده می‌شود و ممکن است توهین‌آمیز تلقی شود).

  • Die Diagnose ergab eine schwachsinnige Entwicklung.تشخیص، نشان‌دهنده رشد ذهنی کند بود.
  • Er wurde wegen seiner schwachsinnigen Antworten verspottet.او به خاطر پاسخ‌های کند ذهنش مسخره شد.
  • Früher wurden solche Kinder als schwachsinnig bezeichnet.در گذشته چنین کودکانی عقب‌مانده ذهنی نامیده می‌شدند.