schwachsinnig
کمهوش، کندذهن، عقبمانده ذهنی
Beispiele
- Dass der Junge ''schwachsinnig'' war, hielt seinen Vater nicht davon ab, ihn vorbehaltlos zu lieben.اینکه آن پسر کندذهن بود، مانع از آن نشد که پدرش او را بدون قید و شرط دوست داشته باشد.
کمهوش، کندذهن، عقبمانده ذهنی