فعل
حدس زدن، به دل برات شدن (اتفاق بدی)
معانی و تعاریف schwanen:
- به صورت غیرشخصی: احساس یا پیشآگاهی (معمولاً منفی) نسبت به چیزی داشتن.
جملات نمونه برای schwanen:
Es ''schwant'' mir, dass ich morgen das Klo putzen muss.
به دلم برات شده است که فردا باید توالت را تمیز کنم.
„Persephone folgte dem Gehabe ihres Gemahls mit Sorge. Ihr ''schwante'' Böses.“
«پرسفونه با نگرانی رفتار همسرش را دنبال کرد. به دلش بد برات شده بود.»
Mir schwant nichts Gutes.
احساس خوبی ندارم (پیشآگاهی بدی دارم).