schwankten
متزلزل شدند، نوسان کردند
Bedeutungen
1
oft mit 'zwischen' + Dativ
حرکت کردن به طور نامنظم بین دو حالت یا جهت، یا عدم ثبات در یک موقعیت یا تصمیم؛ نوسان در مقادیر اقتصادی یا آماری.
- Der Aktienkurs schwankte im Laufe des Tages erheblich aufgrund unvorhergesehener Marktereignisse.قیمت سهام به دلیل رویدادهای غیرمنتظره بازار، در طول روز به طور قابل توجهی نوسان داشت.
- Sie schwankte zwischen der Annahme des Jobangebots und dem Wunsch, in ihrer Heimatstadt zu bleiben.او بین پذیرش پیشنهاد شغلی و تمایل به ماندن در شهر زادگاهش در تردید بود.