schwanzförmig
دممانند، شبیه دم
Bedeutungen
1
شکلی که شبیه دم حیوانات است؛ معمولاً بلند و باریک.
- Der Komet hatte einen langen, schwanzförmigen Schweif.دنبالهدار، دم بلند و دممانندی داشت.
- Die Pflanze bildet lange, schwanzförmige Blätter.این گیاه برگهای بلند و دممانندی تولید میکند.
- Er zeichnete eine schwanzförmige Wolke am Himmel.او ابری دممانند در آسمان کشید.