فعل
پوست کندن (حیوانات)، پوست درخت را جدا کردن، زیاد کتاب خواندن
معانی و تعاریف schwarten:
- پوست یا چربی سخت (مانند پوست خوک یا بیکن) را از گوشت جدا کردن.
جملات نمونه برای schwarten:
Gemeinsam ''schwarten'' sie das Wildschwein.
آنها با هم پوست گراز وحشی را کندند.
Für die Regalbretter wurde ''geschwartetes'' Nussholz gewählt.
برای قفسههای کتاب از چوب گردوی پوست کنده استفاده شد.
Als wir Teenager waren, ''schwarteten'' wir Karl Mays Erzählungen.
وقتی نوجوان بودیم، داستانهای کارل مای را زیاد میخواندیم.